,

برند شخصی به چه معنا است و کجا شکل می گیرد؟

برند شخصی

برند شخصی چیزی نیست که تنها دو یا سه ساعت روی آن سرمایه‌گذاری کنید و بعد آن را به خدا بسپارید. بلکه کاری تمام‌وقت، در ۷ روز هفته به شکل ۲۴ ساعته می‌طلبد و باید توجه و دقت زیادی برای درست انجام شدن آن مبذول داشت. خوشبختانه وقتی این روند به جریان و عادت قالب شما بدل می‌شود در ناخودآگاه‌تان جای می‌گیرد.

برای ایجاد برند شخصی باید در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان تغییرات زیادی ایجاد کنید. هرگز یک راه حل کلی که پاسخ و کلید همه موارد باشد موجود نیست اما نکات و راهکارهای منعطف و تعمیم‌پذیر بسیاری وجود دارد که چگونگی مواجهه با مسائل مختلف ریز و درشت در مسیر برندسازی شخصی را نشان می‌دهند.

چه زمانی باید شروع به برندسازی برای خودتان کنید؟

برند شخصی - اهمیت

حتی اگر یک ماشین زمان در اختیار دارید که می‌تواند به عقب برود(جلو رفتن در اینجا چندان به کار نمی‌آید) امروز و همین حالا بهترین زمان برای شروع کار روی برند شخصی  است. چه این مسأله را به خوبی متوجه شده باشید و چه نه، از زمانی که شغل حرفه‌ای تان را آغاز کرده‌اید (و شاید حتی قبل از آن) مقدمات شناخت برند شخصی شما شروع شده است. چه بخواهید در همین مسیر ادامه بدهید و چه بخواهید در مسیر جدیدی قرار بگیرید، با زودتر شروع کردن زودتر به قدرت لازم برای رفتن به سمتی که آرزو دارید خواهید رسید.

چرا به یک برند شخصی نیاز دارید؟

دلایل زیادی برای راه اندازی یک برند شخصی وجود دارد. ایجاد شهرت مثبت با تعریفی در زمینه کاری خودتان،می‌تواند موجب افزایش تبلیغات زبانی برای شما و خدمات‌تان گردد. وقتی مشهور باشید ارتباط برقرار کردن با مشتریان بالقوه نیز ساده‌تر می‌گردد و به شما اجازه می‌دهد تا زمان کمتری برای متقاعد کردن آنان جهت انتخاب شما اختصاص دهید و قادر خواهید بود تا بیشتر و بیشتر وقت خود را برای مذاکره درباره خدمات و پرداخت متمرکز نمایید.

با شناخت و بهینه‌سازی برند شخصی‌تان با ایده‌های جدید، زیبایی‌شناسی ،نگرش فرهنگی و مردم در ارتباط قرار خواهید گرفت. هر چه برندتان را بیشتر پالایش و تصفیه نمایید پیام شما هدف‌گیری مشخص‌تری خواهد داشت و بیشتر به آنچه تمایل دارید دست پیدا خواهید کرد. یعنی دقیقا با همان افرادی که دوست دارید با آنها کار کنید و درست با همان قیمتی که می‌توانید سرآن با هر کس به توافق برسید.

این ها تنها تعدادی از مزایای کوتاه مدت شماست . در بلند مدت با وقت گذاشتن بر تصفیه ناهنجاری‌ها و تمرکز بر مسیر کلی مورد علاقه حرفه‌ای‌تان یعنی آن طور که دوست دارید همه شما رابشناسند، بیشتر و بیشتر ماهر و راضی خواهید شد.

نگاهی اجمالی به برندسازی چگونه است؟

یکی از تعاریف برندسازی چنین است:یک برند، نام، عبارت، طراحی، نشانه یا هر ویژگی دیگری است که یک بازاریاب محصول می‌تواند به عنوان شاخصه‌ای متمایز نسبت به سایر بازاریابان تعریف و ارائه کند. تعریف دیگر می‌گوید: برند تمام آن چیزی است که با محصول شما ارتباط دارد. مثل :نشانه‌ها و تجارب.

همه اینها یعنی برندسازی دربرگیرنده : ظاهر،احساس و کاربردی است که محصول و یا خدمت ارائه می‌کند. درست مانند :بسته‌بندی،تبلیغات و حتی نگرش افراد فروش یا نمایندگان تبلیغات و بازاریابی. قصد و نیت بیشتر شرکت‌ها توسعه دقیق برند، هدایت تمام متغیرها در یک جهت  و مسیر مشخص برای دستیابی به مخاطب هدف، فروش و افزایش ارزش ویژه برند (ارزشی که برند در ذهن مصرف کننده دارد) است.

فرایند برندسازی خویش چگونه است؟

برند شخصی - فرایند

در یک نگاه کلان ،فرایند توسعه برند شخصی بسیار شبیه توسعه برند یک محصول/خدمت است و با تعریف اهداف از برندسازی شکل می‌گیرد: دقیقا می‌خواهید چه چیزی به دست آورید؟دوست دارید با چه کسانی و چه چیزهایی مرتبط باشید؟  استراتژی شما دقیقا چیست؟ وقتی هدف شما مشخص شد،گام بعدی مسیریابی خود در مسیر رسیدن به آن هدف است که بر اساس مجموعه‌ای از گام ها و قدم‌هایی شکل می‌گیرد که که نیاز است به سمت هدف برداشته شوند. اولین چیزی که باید انجام گیرد فهم این مسأله است که برند شما واقعا چیست. ارزیابی برند فعلی بسیار مهم است.

نظریه برچسب زنی

در جامعه شناسی زمینه ی مطالعاتی وجود دارد که بر نظریه‌ای به نام «برچسب زنی » متمرکز است. این نظریه بر این اساس شکل می‌گیرد که هویت هر فرد به شکل نسبی یا گسترده وابسته به شخصی است که در این باره با او سخن می‌گوییم و به وسیله لغات و کلماتی که برای شرح دادن آن به کار گرفته می‌شود، تعییم خواهد شد. بر اساس این نظریه ،اگر مرتبا به یک کودک بگوییم که تو قوی هستی ،در نهایت او به چنین فردی بدل خواهد شد. به عبارت دیگر هر فرد به تصویری که مکررا به او تلقین می‌شود تبدیل خواهد شد. پس اگر فردی را مرتبا باهوش و زیبا و توانند و… بخوانیم او در نهایت به این تصویر مثبت شبیه و تبدیل می‌شود. این نظریه نشان می‌دهد که در هنگام توصیف خودمان،کارمان و هر چیزی ،کلمات چقدر مهم و تأثیرگذارند.

 برندسازی شخصی و نظریه برچسب‌زنی

برند شخصی - ارزش

درباره برندسازی شخصی ،نظریه برچسب زنی حتی به آنچه که بر تن می‌کنید و چگونگی معرفی خودتان نیز تعمیم می‌یابد. مثلا وقتی در شرکتی کار می‌کنید که همه از لباس‌های غیر رسمی و راحت استفاده می‌کنند ،شما متفاوت لباس بپوشید. کمی رسمی‌تر و متفاوت‌تر باشید. در ابتدا شاید به نظرتان احمقانه برسد و این کار را تنها تلاشی مذبوحانه بدانید ولی مطمئن باشید که بعد از مدتی شیوه  انجام مسئولیت‌های شما تغییر خواهد کرد. به شکل ناخودآگاه همکاران و حتی بالادستان،به شما به عنوان فردی برتر با مجموعه توانایی‌های بیشتر نگاه خواهند کرد و ویژگی‌هایی را به دیگران القا خواهید کرد که مختص مدیران است.

با متفاوت لباس پوشیدن، پوسته‌ای خارجی ایجاد می‌کنید که تلویحا نشان‌دهنده این است که شما زمان و هزینه بیشتری نسبت به سایرین در زمینه کاری‌تان صرف می‌کنید و نسبت به سایرین جدی‌تر هستید. تعدادی از قوانین رسیدگی به ظاهر در کتابی با عنوان «لباس جدید برای موفقیت» آمده است و می‌گوید: اول از همه تمیز و نظیف باشید. به هیچ وجه لازم نیست به شکل وسواس‌گونه و اغراق‌آمیز مرتب باشید و هرگز سعی نکنید همه جا عقاید شخصی‌تان را با لباس‌تان تعریف کنید. کافی است به خوبی و در حد افرادی که ملاقات می‌کنید لباس بپوشید و اگر حق انتخاب دارید تأثیرگذار باشید زیرا بر اساس نظریه برچسب زنی ،شکل لباس شما به صورت ناخودآگاه نشان می‌دهد که کار شما نیز به خوبی ظاهرتان است.

تمامی نکات گفته شده را به ذهی بسپارید و به خاطر آورید که هر موقعیت و تجارت و البته فرهنگی لباس مخصوص خود را می‌طلبد.استفاده از کت و شلوار رسمی و متعلقات آن ،ایده خوبی برای ملاقات با یک آژانس حسابداری یا استودیو تولید است اما در ملاقات با یک هنرمند دیوارنویس به خلاقیت بیشتری نیاز دارید.(می توانید از همان لباس رسمی استفاده کنید با این تفاوت که به جای پیراهن رسمی از تی شرتی با طراحی ویژه بهره ببرید.).

مجموعه مهارت های شما و برند شخصی

برند شخصی - مهارت ها

مهم نیست در برندسازی چقدر مهارت دارید، هر چقدر هم که ابعاد مختلف آن را بشناسید باز هم باید از توانایی و مهارت لازم برخوردار باشید. در واقع بخش بزرگی از ساختن برند به مهارت‌های فعلی و آینده شما بستگی دارد و البته چگونگی رشد و به کارگیری آنه ا.مجموعه مهارت‌ها ،گروهی از مهارت‌های مرتبط است که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند به یک بسته و ویترین قابل بازاریابی تبدیل می‌شوند. برای مثال یک طراح گرافیست که در زمینه پوستر فیلم فعالیت می‌کند مجموعه مهارت‌هایی نظیر : فوتوشاپ ،دستکاری‌ها ی گرافیکی ،تجارب متنوع در زمینه تکنیک‌های چاپ و… را دارا است.

به اینها مجموعه‌ای از مهارت‌ها می‌گویند. برای موفق بودن از نقطه نظر بازاریابی خویش باید مجموعه‌ای از مهارت‌ها را در خود توسعه و گسترش دهید. حتی آن دسته از حرفه‌ای‌ها که با تمرکز شدید و جدی، تنها بر یک بخش از حرفه خود سعی بر قدرت درجه یک شدن در زمینه کاری‌شان را دارند نیز باید مجموعه‌ای از مهارت‌ها را در خود داشته باشند. در حقیقت، بدون داشتن گروهی از توانایی‌ها هرگز قادر به پیشروی در مسیرهای بزرگ نخواهیم بود. برای مثال اگر همان طراح گرافیک کذایی خواهان گسترش کسب و کارش است می بایست چگونگی پرینت اسکرین،طراحی صفحات وب، و ایده پردازی و کپی رایتینگ را بداند. دو مهارت اول نام برده شده با سایرین مرتبط‌اند و هم‌پوشانی دارند. در واقع او می‌تواند اسلوگان یا شعار مناسب با پوسترهایی را که طراحی می‌کند ،خودش بنویسد و یا تصویرسازی و طراحی برای کتاب‌ها و مقالاتی را که می‌نویسد بر عهده بگیرد.

داشتن برند شخصی حتی در زندگی روزمره نیز شما را فردی متفاوت خواهد کرد که می‌تواند ارتباطات بهتر و مؤثرتری با دیگران برقرار کند. پس اهمیت آن را دست‌کم نگیرید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *